خوبان

چرا باید از وام و قرض پرهیز کرد؟

شيخ مرتضی انصاری _ رضوان الله عليه. _ به تهران رفت و در خوابگاه طلبه ای ساکن شد.

     روزی شیخ پول مختصری به آن طلبه داد تا نان بخرد. هنگامی که او از خريد برگشت، شيخ ديد که حلوا هم گرفته و روی نان گذاشته است؛ به او گفت: «پول حلوا را از كجا آوردی؟» گفت: «قرض گرفتم.» شيخ، بخشی از نان را که حلوايی نشده نبود، برداشت و فرمود: «من يقين ندارم که تا هنگام پرداختن اين قرض، زنده بمانم!»

     پس از چند سال، آن طلبه به شهر نجف اشرف و ملاقات شيخ رفت و به ايشان عرض كرد: «شما چه عملی انجام داديد كه به مقام مرجِعيّت شيعيان جهان رسيديد؟» شيخ پاسخ داد: «من جرأت نكردم که حتّی نانِ زير حلوا را بخورم؛ امّا تو با كمال جرأت، نان و حلوا را خوردی!»

زندگی و شخصيت شيخ انصاری، ص 70؛ برگرفته ی ويراسته از: پند تاريخ، ج 5، ص 245

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا