اشعار اخلاقی

چند دستورالعمل معنوی (آنچه انسان را بسی زیبا کند)

بسم الله الرّحمان الرّحیم

شعری از مرحوم حجّة‌الحق، حضرت استاد اسدالله داستانی بِنیسی ـ رضوان الله تعالی علیه. ـ‌ درباره‌ی چند دستورالعمل‌ معنوی، با شرح آن به قلم فرزندشان (حاج‌آقا اسماعیل):

آنچه انسان را بسى زيبا كند
علم و اخلاق است و احسان و عمل

(آنچه انسان را خیلی زیبا می‌کند، علم، اخلاق [نیکو]، احسان و عمل [صالح] است.
بسی: خیلی.)

آنچه مانَد يادگار از آدمى
خوبى است و خدمت بی‌غَشّ‏‌وغَل

(آنچه از انسان به یادگار می‌مانَد، نیک‌بودن و خدمت پاک [و خالصانه] است.
خوبی: نیک‌بودن. بی‌غش‌وغل: پاک.)

اينن‌چنين گفتند اهل معرفت
بر تو گويم گفته‌ها را ماحَصَل:

(اهل عرفان، این‌چنین گفتند. من چکیده و نتیجه‌ی سخنان آنان را به تو می‌گویم.
ماحصل: چکیده، نتیجه.)

هر كه آرامش بخواهد اى عزيز!
دور بايد باشد از جنگ و جَدَل

(ای عزیز! هر کسی که آرامش می‌خواهد،‌باید از جنگ و جرّوبحث و بگومگو دور باشد [و خود را از آن حفظ کند].
جدل: جرّوبحث، بگومگو.)

كيست انسان؟ آن كه در دوران عمر
دور باشد از پليدىّ و خَلَل

(انسان [واقعی] کیست؟ کسی که در دوران عمرش از پلیدی و فَساد، دور است [و خود را از این دو حفظ می‌کند].
خلل: فساد، تباهی.)

مؤمنى كه در پى آسايش است
می‌زند پا بر سر حرص و اَمَل

(مؤمنی که دنبال آسایش است، بر سر حرص و آرزو پا می‌زند [و از آن‌ها پرهیز می‌کند].
پی: دنبال. امل: آرزو.)

آرزوهاى دراز دنيوى
می‌كند انديشه‌ها را مشتعل

([چون] آرزوهای دراز دنیایی، اندیشه‌ها را شعله‌ور می‌کند [و آن‌ها را به آتش می‌کشد].
مشتعل: شعله‌ور، برافروخته.)

بهه‌تر است انسان به كم، قانع شود
تا نيفتد بر تباهىّ و ضَلَل

(به‌تر است که انسان به [دارایی] کم، قانع شود تا به فساد و گمراهی نیفتد.
ضلل: گمراهی.)

هر زمانْ ياد آورَد اين گفته را
كز پى ما سايه‌سان آيد اَجَل

([و] در هر زمان، این سخن را به یاد آورد که مرگ مانند سایه، دنبال ما می‌آید.
کز: که از. سان: مانند. اجل: مرگ.)

مهلت ما كم بوَد در اين جهان
فرصت سايه چه می‌باشد؟ اَقَل

(مهلت ما در این جهان، کم است. فرصت سایه چیست؟ کم‌ترین [زمان].
اقل: کم‌ترین.)

اوليا موت ارادى داشتند
جبر باشد مرگ ناپاک و دَغَل

(دوستان خدا مرگ اختیاری داشتند. مرگ ناپاک و نادرست، زوری و ناچاری است.
اولیا: دوستان خدا. جبر: زوری، ناچاری. دغل: نادرست.)

هيچ كس در اين جهان، پاينده نيست
از اَمَلْ باز آى و رو كن بر عمل

(هیچ کس در این جهان، جاویدان نیست؛ [پس،] از آرزو برگرد و به عمل صالح رو کن.
پاینده: جاویدان. امل: آرزو. بازآی: برگرد، به جای خود برگرد.)

اوليا را باقيات صالحات
هست در روز جزا نيكوبَدَل

(برای دوستان خدا آثار نیکو [و پاداش‌های نیک الاهی]، جایگزین خوبی در روز جزا [= قیامت] است.
اولیا: دوستان خدا. باقیات صالحات: آثار نیکو. روز جزا: روز سزادادن، روز قیامت. نیکوبدل: عوض نیکو.)

رُسته از باغ «بِنيسى» همچو گل
گه قصيده، گه رباعى، گه غزل

(از باغ «بنیسی» همچون گل، گاهی قصیده، گاهی رباعی و گاهی غزل روییده است.
رُسته: روییده.)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا