نکات حدیثی ناب: مجموعه ی موضوعات

بسم اللّه الرّحمان الرّحيم

نوشتن اين نکات حدیثی و دستورالعمل‏‌ها را در روز چهارشنبه، 1395/11/20، بر طبق كتاب شريف «ميزان‏‌الحكمة» آغاز كردم.

     شماره‏‌هاى درون پرانتز، شماره‌ی مطالب اين كتاب است و اگر بيش‏‌تر از يک شماره، در يک پرانتز باشد، يعنى: مطلبِ پيش از آن شماره، در همه‌ی آن شماره‏ ها يا در مجموع آن‏‌ها آمده است.

     مطالبى كه شماره ندارد، برگرفته از مجموعه‌ی مطالب يک بخش اين كتاب است كه نام آن بخش، عنوان نوشتار بنده است.

     شماره‌های درون گیومه، شماره‌ی پانوشت های این متن است.


ايثار (ترجيح ديگران بر خود، ازخودگذشتگی و فِداکاری)

1. تا مى‏ توانى، ايثار كن [1].

2. با مؤمنان به ايثار رفتار كن و با ديگران به انصاف [2].

3. با صدقه‏ دادن چيزهاى مورد علاقه‏ ات ايثار كن [3].

4. حتّى در هنگام نياز و تنگدستى ايثار كن [4].

5. جانت را براى حفظ امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف. ـ ايثار كن [5].

[1] عائشة: ما شبِع رسول اللّه ـ صلّى‏ اللّه‏ عليه‏ و‏ اله. ـ ثلاثة ايّام متواليةٍ؛ حتّى فارَق الدّنيا، و لو شاء لَشبِع، و لكنّه كان يؤثر على نفسه (34).

[2] حضرت اميرالمؤمنين ـ سلام اللّه عليه. ـ: عامِلْ سائرَ النّاس بالإنصاف، و عامِلِ المؤمنين بالإيثار (16).

[3] ابو الطُّفيل: اشترى علىّ ـ عليه‏ السّلام. ـ ثوبًا، فأعجبتْه، فتصدّق به، و قال: سمعتُ رسولَ اللّه ـ صلّى‏ الله‏ عليه‏ و‏ اله. ـ يقول: مَن اثَرَ على نفسه اثَرَه اللّه يوم القيامة الجنّةَ (36).

[4] حشر،  9: «و يؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خَصاصة». نيز ر.ک: باب 3.

[5] باتَ علىّ بن ابى طالب ـ عليه‏ السّلام. ـ على فِراش رسول اللّه ـ صلّى‏ الله‏ عليه‏ و‏ اله. ـ، فأوحى اللّه الى جبرئيلَ و ميكائيلَ: «انّى اخَيتُ بينكما، و جعلتُ عمرًا لواحد منكما اطولَ من الاخَر، فأيّكما يؤثر صاحبَه بالحياة؟»، فاختار كلاهما الحياةَ، فأوحى اللّه ـ عزّ و جلّ. ـ اليهما: «أ فلاكنتما مثلَ علىّ بن ابى طالب؛ اخَيتُ بينه و بين محمّد، فبات على فراشه يفديه بنفسه، فيؤثره بالحياة…؟»، فأنزل اللّه ـ تعالى. ـ: «و من النّاس من يشرى نفسَه ابتغاءَ مرضات اللّه و اللّه رؤوف بالعباد» (35).


پاداش (اجر، ثواب و مزد)

هدفت از عمل به مسائل دين، پاداش الاهى باشد؛ نه مسائل دنيوى [2].

[1] حضرت اميرالمؤمنين ـ سلام اللّه عليه. ـ: عزَم اللّه لنا على الذَّبّ عن حَوزته و الرّمى من وراء حرمته. مؤمننا ينبغى بذلك الأجرَ، و كافرنا يحامى عن الأصل (41).
همان حضرت به امام حسن و امام حسين ـ سلام اللّه عليهم. ـ: قُولا بالحقّ، و اعمَلا للأجر (42).


اجیر (کارگر و کارمند)

1. اجير كسى نشو؛ چون اجيرشدن، مانعِ روزى است (48 و 50)؛ چراكه دسترنج اجير از آنِ كارفرماى او است (48) و اجير، خوار است (49).

2. به جاى اجيرشدن، از خدا روزى بطلب و تجارت كن (50).

3. اگر كارى را در برابر مزدى پذيرفتى، به ديگرى واگذار نكن؛ مگر اين كه خودت نيز مقدارى از آن را انجام دهى (52).

4. كسى را اجير نكن (49 و 51) و با اين كار، او را خوار نكن (49).

5. [اگر خواستی کسی را اجیر کنی،] شخصى را به كار بگير كه هم نيرومند باشد و  هم امانتدار (درستكار) [1].

6. مزد اجيرت را پيش از به‏ كار گرفتن او، برايش مشخّص كن (باب 16)؛ وگرنه، اگر مزدش را سه برابر هم بپردازى، باز گُمان مى‏ كند كه مزدش را كم داده‏ اى؛ امّا اگر مزدش را معيّن كنى و سپس آن را بپردازى، براى اين كه آن را كامل داده‏ اى، سپاسگزار خواهد بود و اگر ذرّه‏ اى بيش‏ تر بدهى، مى‏ فهمد كه بيش‏ تر داده‏ اى (64).

7. پيش از اين كه عرق اجيرت خشک شود، مزدش را بپرداز (باب 17).

8. مزد اجيرت را كامل بده (باب 15).

9. بدان كه حضرت رسول اكرم ـ صلّى‏ الله‏ عليه‏ و‏ اله‏ و سلّم. ـ فرموده است: «من اجير شما هستم.» [2] و مزد آن حضرت دوست‏ داشتن آشكار اهل بيت ايشان ـ سلام اللّه عليهم. ـ است [3].

[1] قَصص، 26: «قالت احداهما يا اَبَتِ استأجِره إنّ خير من استأجرتَ القوىّ الأمين».

[2] ألا! و انّى انا ابوكم. ألا! و انّى انا مولاكم. ألا! و انّى انا اجيركم (68).

[3] شورا، 23: «قل لااسألكم عليه اجرا الاّ المودّةَ فى القربى».


اَجَل (مدّت معیّن زندگی)

1. بدان كه هر چيزى (مانند ظرف) عمرى دارد (باب 21 و 22).

2. بدان كه اَجَل (مدّت زندگی که در نزد خدا معیّن است) سپر محكمى نسبت به مرگ است (باب 20)؛ پس، كسى كشته نمى‏ شود، مگر اين كه اگر در خانه‏ اش هم بود، با پاى خودش به سوى قتلگاهش مى‏ رفت (آل عمران، 145 و 154) و كشته‏ شدن ناگهانى معنا ندارد و جز مرگ حتمى اتّفاق نمى‏ افتد (78)؛ پس نبايد از چيزى ترسيد (78 و 82).

3. بدان كه دست‏ كم، دو فرشته ی نگهبان دارى و آنان نمى‏ گذارند كه بلايى بر سرت بيايد (مثلاً: در چاه بيفتى يا ديوار بر سرت آوار شود يا خوراک درنده‏ شوى يا جانورى به تو گزند برساند و يا از كوه سقوط كنى)؛ امّا هنگامى كه تقديرت فرابرسد، تو را با آن، تنها مى‏ گذارند (77، 79 و 82).

4. با احسان (نيكى و بخشش) و صدقه، بر عمرت بيفزا (87 و 88) و با گناه از عمرت نكاه (87).


آخرت

1. دنيا را نخواه؛ بلكه آخرت را بخواه؛ چون

ـ خدا آخرت را مى‏ خواهد [1].

ـ اگر كِشت آخرت را بخواهى، بر آن افزوده مى‏ شود و اگر كِشت دنيا را بخواهى، [حدّاكثر،] از همان به تو داده مى‏ شود و در آخرت بهره‏ اى ندارى (شورا، 20)؛ بلكه اگر آخرتت را در ازاى دنيايت بخرى، هر دو را به دست مى‏ آورى و اگر آخرتت را به دنيايت بفروشى، هر دو را از دست مى‏ دهى (115 و 116)؛ پس اگر دنيايت را آباد كنى، آخرتت را ويران مى‏ كنى و اگر آخرتت را آباد كنى، به آرزوهاى [دنيوى و اخروى] خودت مى‏ رسى (119) و كارهايت سامان پيدا مى‏ كند (135 و 136).

ـ دنيا در حال رفتن و جداشدن است و آخرت در حال آمدن و نزديك‏ شدن (91، 95، 99 و 100)؛ آخرتى كه چشم‏ ها در آن خيره مى‏ ماند و عقل‏ ها از ترس آن، از كار مى‏ افتد و هوش‏ ها به كودنى مى‏ گرايد (98) و در آن بايد حساب پس داد (97 و 100).

ـ حرص براى دنيا نابود مى‏ كند (92).

ـ دنيا آرزوى بدبخت‏ ها است و آخرت پيروزى خوشبخت‏ ها (93).

ـ اگر در پى آخرت باشى، دنيا با خوارى و بدون ميلش، پيش تو مى‏ آيد (مجموع 96 و 136).

ـ فريفته‏ اى كه از دنيا [حتّى] به بالاترين هدف دنيوى‏ اش رسيده است، مانند كسى نيست كه از آخرت [حتّى] به كم‏ ترين نصيب دست يافته است (103).

ـ دنيا پايان‏ يافتنى است و آخرت و نعمت‏ هايش، هميشگى و ماندگار هستند (باب 27 و اعلى، 17).

ـ دنيا لهو و لعب است و آخرت زندگانى واقعى (عنكبوت، 64).

ـ اگر آخرت را بخواهى، اعمالت خالص مى‏ شود و ترس تو [از خدا] زياد مى‏ گردد [و به بركات اخلاص و ترس از خدا مى‏ رسى] (112) و اصلاح مى‏ شوى (133) و بى‏ نيازى قلبى پيدا مى‏ كنى (135).

ـ كالاى دنيا كم است (نسا، 77).

ـ آخرت به‏تر است (اعلى، 17).

ـ قرارگاهت و جايگاهت [در آخرت] درست می شود (117 و 134).

ـ آخرت هيچ جايگزينى ندارد (118).

ـ دنيا قيمت جان تو نيست (118) و تو فقط براى آخرت آفريده شده‏ اى (126).

ـ تو، به همّت‏ گماردن در باره ی چيزى كه تا آخرت همراهى‏ ات مى‏ كند، نيازمندترى تا به همه ی چيزهايى كه در دنيا ملازم و همراهت هستند (127).

ـ از آخرت آمده‏ اى و به آن‏ جا برمى‏ گردى (128).

پس، دنيا را مانند مردارى بدان كه تنها اگر ناچار شدى، از آن بخوری (138) و از آن براى آخرت بهره بگير (94) و توان و كوشش خود را براى آخرت به كار گير (باب 31) و براى آخرتت چنان كار كن كه انگار فردا خواهى مرد (129).

2. بدان كه آخرت بر طبق استحقاق داده مى‏ شود؛ بر خِلاف دنيا كه بر طبق آن نيست (90).

3. بدان كه اگر كسى به اميد پاداش آخرت، به سختى‏ هاى دنيا صبر كند، براى رسيدن به امرى مهم، به امرى ناچيز صبر كرده است و برتر از كسى است كه وقتى به نعمت دنيا مى‏ رسد، آن را غنيمتى مى‏ داند كه به دست آورده است (102).

4. اگر سرگرم دنيا شَوى، چگونه مى‏ توانى براى آخرت كار كنى؟ (131)؛ چون با وجود ميل و خواهش به دنيا، كار براى آخرت، بى‏ فايده است (132).

5. ياد دنيا بدترين درد و بيمارى است و ياد آخرت دارو و درمان (120).

6. اگر زياد به ياد آخرت باشى، گناه و نافرمانى‏ ات از خدا كم مى‏ شود (121) و از شوخى و بازى [بيجا] بازداشته مى‏ شوى (122).

7. خدا كسى را كه دنيا را بشناسد، ولى نسبت به آخرت نادان باشد، دشمن مى‏ دارد (123).

8. حضرت امام جعفر صادق ـ سلام اللّه عليه. ـ: «دنيا در نظر من مانند مردار است كه هر گاه ناچار شدم، از آن مى‏ خورم.»؛ سپس اين آيه ی شريفه را تلاوت كرد: «آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏ دهيم كه در زمين، خواهان برترى‏ جويى و تبهكارى نيستند.[2]» و گريست و فرمود: «به خدا سوگند، با اين آيه، همه ی آرزوها بر باد رفت.» (138)

اگر [حتّى] بند كفشت تو را سرخوش كند يا از اين سرخوش شوى كه بند كفشت بهتر از بند كفش دوست تو است و يا فَساد جنسى كنى، مشمول اين آيه ی شريفه مى‏ شوى (مجموع 142 ـ 144).

كسى به اين آيه ی شريفه عمل نمى‏ كند كه دنيا در چشم او زيبا به نظر آيد و زرق‏ و برق‏ه اى آن، خوشايندش شود (139).

[1] انفال، 67: «تريدون عرَض الدّنيا و اللّه يريد الاخرة و اللّه عزيز حكيم».

[2] قَصص، 83: «تلک الدّار الاخرة نجعلها للّذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فَسادًا».


ان‌شاء‌الله این متن به مرور، کامل خواهد شد و هر گاه مطلبی به آن افزوده شود، به روز خواهد گشت.

2 دیدگاه‌ها

  1. این کار، زیبا و نو است.
    از حاج آقا بنیسی برای زحماتی که در راه دین خدا می کشد، ممنونم. خدا خیرشان دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته‌های مشابه:

دکمه بازگشت به بالا